دستنوشته های یک سلول فکری منفرد
  
 
 
تیر 1385
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
 
سه شنبه 20 تیر ماه سال 1385
شروع۳

اشتباه بعدی را وزیرانی با فضل و کمالات ولی بی حس وطن پرستی همچون خواجه نظام الملک کردند که در خدمت به شاهان غیر وطنی کشورشان از هیچ جد و جهدی فروگذار نکردند.چه اگر میخواستند می توانستند زمینه سرنگونی این شاهان بی لیاقت فراهم کنند ولی از شانس بد مردم ایران خواجه نظام الملک ها به دایه عزیز تر از مادر تبدیل شده بودند و با تعبیر خدمت جز خیانت کاری نکردند.یاد آن زمانها به خیر که شاه ایران و به رایزنی اسپهبدان هر ناحیه انتخاب می شد و این بود راز موفقیت مردم ایران در زمان حکومت های قبل از اسلام.با آمدن اسلام نوع حکومت ((شیخی))و با آمدن ترکان نوع حکومت ((خانی)) که هر دو عقب مانده تر از نوع حکومت اسپهبدان بودند وارد ایران شده و هرکدام  گوشه ای از ((فرهنگ اصلی))ایران را نابود کردند تا خود به نوایی برسند.چه انکه ایران بسیار قبل تر از اروپا و در زمان ساسانیان به نوع حکومت فئوالی رسیده بودند.اسپهبدان بارون ها و کنت های زمانه خود بودند و شاید اگر آن شیوه ادامه میافت ما الان خیلی از اروپا جلوتر بودیم.ترکان آذربایجان این ایالت قدیمی و مقدس ایران را سر ایران می دانند.ما هم آذربایجان را سر ایران میدانیم ولی نه به همراه ترکان محتوی آن که آنجا را غصب کرده اند.این سرزمین در زمان آتشکده های مقدسش شامل مردم مقدسی نیز بود از تیره پاک آریایی ونه ساکنین فعلی.ساکنین فعلی آن(هر 2آذر بایجان و اردبیل)مغلطه های بسیار می کنند و بابک خرمدین ها را از اجداد و ساخته های مقدس ایرانیان در آنجا را ساخته دست اجداد خود می دانند.در حالی که باید بدانند که اجداد آنها ماوایی جز زمین های بایر ترکستان نداشتند و به لطف حاتم بخشیهای تیمور لنگ به سرداران سپاه خود صاحب چنین خانه پر برکتی شدند واین درست که این خانه را به زور تصاحب کرده اند ولی نمیتوانند به زور برای خود تاریخ بیافرینند و دلاوریهای شیر مردان ایران را از آن خود کنند.اگر به این طریق پیش برویم و در حفظ ارزشهای باستانی و تاریخی خود اهمال کنیم ممکن است تا 100 سال دیگر کوروش را هم ترک بخوانند .باز هم می گویم :شرط اساسی وحدت ایران راندن مهاجمان خارجی ( نژادهای غیر ایرانی)است که خوشبختانه از اعراب تا حدود زیادی دفع خطر شده است.ولی ترکان با بیش از 30 میلیون جمعیت وداشتن پشتوانه مالی نسبتا قوی هنوز خطر بزرگی محسوب می شوند.من طرح تجزیه اقلیتهای نژادی( که سال پیش بحث جابجایی ترکان و اعراب را مطرح کرد و با چاپ نامه وزیر کشور جنجال ساخت)را ستایش میکنم .این طرح که از زمان محمدرضاشاه مطرح شده بود باعث کم شدن تهدیدات می شد(ترکان از شمال توسط کشور آذر بایجان و اعراب در جنوب توسط شیخ نشینهای خلیج فارس تحریک می شوند).در تمام جهان از مهاجرت قومی به عنوان بلایی عظیم یاد می شود و حالا که ما به آن گرفتاریم رفع این مشکل فقط یک راه حل دارد:شکستن همبستگی قومی و پخش این میهمانان نا خوانده به نقاط مختلف کشور به گونه ای که ارتباط آنان با یکدیگر آسان نباشد و سپس جایگزین کردن آنها توسط اقوام ایرانی.شاید اینگونه تفکر فاشیستی به نظر برسد ولی باید بدانیم در یک کشور پیشرفته انضباط حرف اول را میزند .یعنی اگر رهبران به مردم خط می دهند مردم با جان و دل قبول کنند وحاضر باشند با اشاره رهبر جان خود را فدا کنند.ولی در ایران تا بوده فارسها از شاهان ترک به عنوان سگ ترک یاد کرده اند وترکان هم شاهان فارس را دشمن خود فرض کرده اند.به این ترتیب یک دور باطل به راه افتاده که نتیجه آن جز هرج و مرج نیست


 
سه شنبه 20 تیر ماه سال 1385
شروع ۲

مسلمه که در کشوری که نسبت داده شده به سرزمین آرییائیان وسرزمین تخمه آریا( طبق روایات) یک آرییایی باید حکومت را در دست داشته باشد.به زبان ساده این فرد باید و تاکید میکنم باید یک فارس باشد.ولی همانطور که میدانید عنان کشور از زمان محمود غزنوی(به جز یک دوره کوتاه در زمان سربداران و پدر و پسر پهلوی)در دست شاهان نالایق ترک بوده است.همین یکی از دلایل مهم ویرانی ایران به شمار می رود.این یک ننگ برای مردم ایران به حساب می آید که بر کشور آنها عده ای زبان نفهم و خودخواه حکومت کنند.شاید عده ای این مساله را به نزاد پرستی تعبیر کنند ولی با یک مثال سعی میکنم مساله را قابل فهم تر کنم:آیا در کشور انگلستان می توان یک غیر انگلیسی را پیدا کرد که پادشاه یا ملکه این کشور شده باشد؟آیا جز این است که مهاجران این کشور جز عده ای مردم فقیر(به جز اندکی متعین)نیستند که تقریبا می شود گفت هیچ حقی جز حقوق که این کشور برای مهاجران تعریف کرده ندارند؟حال بیاید این مثال را برای کشور خود در نظر بگیریم.مهاجران ما (شامل ترکها و اعراب)بهترین سرزمین ها را در شمال و جنوب کشور در اختیار دارند.اینها غیر از قتل و غارتی است که این مهاجران بربر در برابر میزبانان خود انجام داده اند.با 200 سال پادشاهی اعراب و حدود هزارسال پادشاهی ترکان آیا ما می توانیم بگوئیم که اصلا میزبان بوده ایم؟آیا واقعا همین الان میزبان هستیم؟بازار تهران که در دست ترکان است و سیل این ترکان (با بند پ یا بدون آن)در حال بدست آوردن مشاغل مهم دولتی می رسند.حدود 30 میلیون ترک و 5 تا 6 میلیون عرب در کشور ساکن هستند که هزاران هکتار زمین حاصلخیز در دست آنهاست.زمینهایی که به خانواده های ((ایرانی))تعلق دارند نه به غیر ایرانی ها. شرط وحدت یک کشور این است که کشور یکپارچه باشد و این امر در شرایط فعلی اگر هزار سال هم طول بکشد برای ما حاصل نمی شود.راه حل چیست ؟اشتباه را همان اول امیران سامانی کردند که به سپهسالاران ترک جاه و مقام دادند و باز دوباره همان ها بودند که بر کار آن خیانتکاران نظارتی نکردندو پای انان در کشور باز شد .


 
دوشنبه 19 تیر ماه سال 1385
شروع!

 

به نام خدا این مطالب را از امروز شروع به نوشتن میکنم.انشاالله که ادامه پیدا کند.بزرگترین هدفم از راه اندازی این وبلاگ ابراز عقاید ایده آلیستی وآرمانگرایانه(برای پیدا کردن راه حلی برای انحطاط فعلی ایران)و پیدا کردن همفکران عقایدم بود.مشکلات گوناگونی مانند کرکس بر لاشه نیمه جان ایران سایه انداخته اند.منتظر لحظه ای تا این جسم محتضر را تکه تکه کنند.

نداشتن اتحاد بین اقوام مختلف ایرانی که در قدیم (از زمان سلطه اعراب تا رضاشاه)ایران را به صورت فئودالی اداره میکردند باعث شد پس از آمدن رضا شاه بر اثر دیکتاتوری نوعی یکپارچگی کاذب (که نه بر اثر خواست اقوام که بر اثر فشار دولت)بوجود آید. این یکپارچگی که با احضار خوانین مختلف ایران به تهران و کشتن آنها صورت گرفت منجر به بی ثباتی ایلها و اقوام مختلف ایران شد که از این هرج ومرج رضاخان(اینکه به چدلیل رضاشاه نمیگویم رادر مجال بعدی میگویم) و پسرش سعی در یکجا نشین کردن عشایر و اقوام (که ریاست آنها را خان ایل به عهده داشت و بعدا به خانها هم به طور کامل پرداخته میشود)کرد.به این طریق شورش عشایر و اقوام را برای مدت طولانی ساکت کرد.در شهر ها نیز که مردم یکجا نشین بودند رهبری فکری در دست فقها و عالمان روحانی شیعه آن شهرها بود که رضاخان سعی در همسو کردن این عالمان با یکدیگر را داشت.و آنها را هم که مقاومت میکردند به شدت سرکوب میکرد.(مانند مدرس)تا اینجا که مطالب واضح بود و هر کسی که تاریخ دبیرستان را پاست کرده بود با چنین مسائلی هم به تبع آشنا بود.و حالا ادامه ماجرا...

اقوام مختلف ایرانی از این اقوام تشکیل شدند:لر.کرد .گیلکی.مازنی.ترکمن.بختیاری.ترک.بلوچ.فارس.قشقایی.عرب.آذری.ارمنی و.... که آنها رو میتوان به سه دسته کلی فارس .ترک و عرب تقسیم کرد.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 524


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها